من دزدم آخه چندتا از پستاتو دزدیدم....
دلیلم این بود که نشون بدم با سرعت پایین اینترنت میشه حتی دزدی هم کرد!!!
(ربطش بماند...)
خلاصه من دزدم
میخوای چیکارم کنید؟
اگه دوس داری بیا اعدامم کن ولی این همه دزدی کردن کسی نتونست کاری کنه .....
عقده تو رو من خالی کن....
چقد دوست داشنم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاهات اینقدر غمگینن؟!
چرا لبخندات اینقدر تلخ و بیرنگن؟!
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو ام ...
با توئی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی:
چرا چشمان من همیشه بارانی ست؟!
یک کلبه ی خراب و کمی پنجره
یک ذره آفتاب و کمی پنجره
ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره
در این سیاه چال سراسر سوال
چشم و دلی مجاب و کمی پنجره
بویی ز نان و گل به همه می رسید
با برگی از کتاب و کمی پنجره
موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره ...
نمـــــــــــــــی دانــــــــم
محــــــــــــــــــــــــبت را
بــــر چه کاغذی بنویسم
که هــــیچگاه پاره نشود؟
بـرچـه گلــــــی بـنویـسم
که هــــــرگز پرپر نشـود؟
بـــــر چه دیواری بنویسم
کــه همیشه باقی بماند؟
بـر چه آبـــــــــی بنویسم
که هــرگز گل آلود نشود؟
و ســــــــــــــــــــــرانجام
بـــــــر چه قلـبی بنویسم
کـــه همیشه رسم محبت
در آن زنــــده باشد؟
شب عبور تو را شهاب لازم نیست!
که با حضور تو آفتاب لازم نیست!
در این چمن که از گل های برگزیده پر است،
برای چیدن گل انتخاب لازم نیست ...
خیال دار تو را خصم از چه می بافد؟!
گلوی شرق که باشد طناب لازم نیست!
ز بس که گریه نکردم، غرور بغض شکست ...
برای غسل دل مرده، آب لازم نیست!
کجاست جای تو؟! از آفتاب می پرسم!
سؤال روشن مارا جواب لازم نیست ...
ز پشت پنجره برخیز تا به کوچه رویم،
برای دیدن تصویـــــــــــــر، قاب لازم نیست ...
مطالب 1 تا 5 از تعداد کل 34 یافته را مشاهده میکنید!
نام حقیقی : امید تاریخ تولد : 1369/10/20 موقعیت : ایران - ------- - هرکجا که شد جنسیت : مرد